به ستاره ها نگاه کن ، به چشمک زدنشون بخند اما بهشون دل نبند ، چون چشمک هاشون از روی عادته .

زندگی قانون باورها و لیاقت هاست ، همیشه باور داشته باش لایق بهترین هایی .

غربت دیرینه ام را با تو قسمت می کنم / تا ابد با درد و رنج خویش خلوت می کنم / رفتی و با رفتنت کاخ دلم ویرانه شد / من در این ویرانه ها احساس غربت می کنم .

تو در من آن تب گرمی که آبم می کند کم کم / نگاهت نیز چون مستی خرابم می کند کم کم / منم آن کهنه دیواری به جا از قلعه های سنگ / که باد و آفتاب آخر خرابم می کند کم کم .

خاطرات چوب های خیسی هستند که با آتش زندگی نه می سوزند و نه خاکستر می شوند !

تو و بهار برایم دو فصل مشترکید ، ز ره رسیدنتان رفتن زمستان است .

صدای چک چک اشکهایت را از پشت دیوار زمان می شنوم که چه معصومانه در کنج سکوت شب برای ستاره ها ساز دلتنگی می زنی ، ای شکوه بی پایان ، ای طنین دل انگیز ، من می شنوم ، به آسمان بگو که من می شکنم هرآنچه که تو را شکسته و می شنوم هرآنچه در سکوت تو نهفته !

+ نوشته شده توسط ASIAPRINCE-JKSa در شنبه چهارم مرداد 1393 و ساعت 3:8 |
هر صبح که خورشید سر از خاک در آرد / دیوانه دلم ، حسرت دیدار تو دارد .

فرقی ندارد ، شرق یا غرب ، شمال یا جنوب ، من تو را به هر جهت دوست دارم .

برای کشتن پروانه ، او را له نکن ! بالهایش را بچین ، خاطرات پرواز او را خواهد کشت !

ندارم لحظه ای از تو رهایی / امان از عشق و از این آشنایی / تمام ترس من ناگفته پیداست / مبادا بین ما افتد جدایی .

عشق داغیست ، تا مرگ نیاید نرود / هرکه بر چهره از این داغ نشانی دارد .

الهی کور بشه ! گره ریسمان قلبمون !

گمان کردم که با من همدل و همراه و همدردی / به مردی با تو پیوستم ، ندانستم که نامردی .

روزی که مرا بر گل رویت نظر افتاد / احساس نمودم که دلم در خطر افتاد / تا چشم من افتاد به گلبرگ جمالت / زیبایی گل های بهار از نظر افتاد .

+ نوشته شده توسط ASIAPRINCE-JKSa در چهارشنبه یکم مرداد 1393 و ساعت 21:51 |
کدام کشور را فتح کنم تا حاضر شوی مرا شهردار دهکده ی قلبت کنی ؟

نه پیشانی من به لبهای تو رسید ، نه لیاقت تو به احساس من …
چیزی به هم بدهکار نیستیم ، هر دو کم آوردیم !

اوج نیاز قلب من در به در نگاهته / آرامش درون من دیدن روی ماهته .

برای رسیدن به توست که پرواز میکنم ، نکند قفس باشی !

قلب مرا آتش زدی هدیه به تو خاکسترش / این دل وفادار تو بود اما نکردی باورش .

انتظار …
شش حرف و چهار نقطه ، کلمه ی کوتاهیست ، اما سالها طول خواهد کشید تا بفهمی یعنی چه …
کاش منتظرت نبودم ، کاش می شد گفت “یادت مرا فراموش”

اگر تنها گناهم دوست داشتن توست ، تنها گناهی است که توبه نخواهم کرد !

+ نوشته شده توسط ASIAPRINCE-JKSa در سه شنبه بیست و چهارم تیر 1393 و ساعت 22:11 |
فدایت ای گل زیبای هستی / نمی دانم کجا بی من نشستی / قشنگی های دنیایم تو هستی / یگانه گنج فردایم تو هستی .

ای سیب سرخ غلتزنان در مسیر رود / یک شهر تا به من برسی عاشقت شده است

امشب به رسم عاشقی یادی ز یاران می کنم / در غربتی تاریک و سرد از غم حکایت می کنم

قلب تو زندان و من زندانیش / عشق تو حج است و من قربانیش .

آرام ترین تپش قلبم رو تقدیم می کنم تا بدونی که آرام بخش تمام وجودم تویی .

چه دعایی کنمت بهتر از این : خنده ات از ته دل ، گریه ات از سر شوق ، روزگارت همه شاد ، سفره ات رنگارنگ و تنت سالم و شاد که بخندی همه عمر ، یاد هم که نبود حرفی نیست !

گر بدانم پشت پلکم خانه ی توست / بخوابم تا قیامت چون دلم دیوانه ی توست .

+ نوشته شده توسط ASIAPRINCE-JKSa در دوشنبه بیست و سوم تیر 1393 و ساعت 9:57 |