کدام کشور را فتح کنم تا حاضر شوی مرا شهردار دهکده ی قلبت کنی ؟

نه پیشانی من به لبهای تو رسید ، نه لیاقت تو به احساس من …
چیزی به هم بدهکار نیستیم ، هر دو کم آوردیم !

اوج نیاز قلب من در به در نگاهته / آرامش درون من دیدن روی ماهته .

برای رسیدن به توست که پرواز میکنم ، نکند قفس باشی !

قلب مرا آتش زدی هدیه به تو خاکسترش / این دل وفادار تو بود اما نکردی باورش .

انتظار …
شش حرف و چهار نقطه ، کلمه ی کوتاهیست ، اما سالها طول خواهد کشید تا بفهمی یعنی چه …
کاش منتظرت نبودم ، کاش می شد گفت “یادت مرا فراموش”

اگر تنها گناهم دوست داشتن توست ، تنها گناهی است که توبه نخواهم کرد !

+ نوشته شده توسط ASIAPRINCE-JKSa در سه شنبه بیست و چهارم تیر 1393 و ساعت 22:11 |
فدایت ای گل زیبای هستی / نمی دانم کجا بی من نشستی / قشنگی های دنیایم تو هستی / یگانه گنج فردایم تو هستی .

ای سیب سرخ غلتزنان در مسیر رود / یک شهر تا به من برسی عاشقت شده است

امشب به رسم عاشقی یادی ز یاران می کنم / در غربتی تاریک و سرد از غم حکایت می کنم

قلب تو زندان و من زندانیش / عشق تو حج است و من قربانیش .

آرام ترین تپش قلبم رو تقدیم می کنم تا بدونی که آرام بخش تمام وجودم تویی .

چه دعایی کنمت بهتر از این : خنده ات از ته دل ، گریه ات از سر شوق ، روزگارت همه شاد ، سفره ات رنگارنگ و تنت سالم و شاد که بخندی همه عمر ، یاد هم که نبود حرفی نیست !

گر بدانم پشت پلکم خانه ی توست / بخوابم تا قیامت چون دلم دیوانه ی توست .

+ نوشته شده توسط ASIAPRINCE-JKSa در دوشنبه بیست و سوم تیر 1393 و ساعت 9:57 |